قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3624
تاريخ الفي ( فارسى )
قودو و سه پسر او : چيلاؤن و ماجار و قولتوقان مرگان « 1 » هرچهار مىخواستند كه توقتاى را از ميان معركه بيرون برند ، اما چون فرصت آن نشد ، سر او را جدا ساخته بيرون بردند ، و از ولايت ارديش گريخته به ولايت اويغور درآمدند و يكى از ملازمان خود را ، كه نام او ابوگان « 2 » بود ، پيش ييدىقوت فرستادند . ييدىقوت آن ايلچى را كشته در رودخانهاى كه آن را جمموران « 3 » گويند انداخت . متعاقب آن پسران توقتاى بيكى با عمّ خود قودو و كوشلك به آنجا رسيدند . چون ييدىقوت بر حال ايشان خبر يافت با مردم خود برآمده به جنگ ايشان سوار شد و بعد از اندك محاربه و كارزار طاقت مقاومت ييدىقوت نياورده و گريخته از پيش بيرون رفتند ، و ييدىقوت چهار نفر از ملازمان خود را كه نام يكى ارسلان اوگا و دويم چاروق اوگا و نام سيم پولاد تيگين « 4 » و نام چهارم اينال قياسونكجى « 5 » بود به بندگى جهانگير چنگيز خان فرستاده حقيقت حال به عرض رسانيد . و آن معنى پسنديدهء پادشاه جهانگير شد . و چون اين دو ايلچى آمدند [ 211 ب ] چنگيز خان فرمود كه « اگر ييدىقوت به ما اخلاص دارد ، بايد كه از نقد و جنس آنچه در خزانه دارد ، حصّهء ما را جدا ساخته ، خود برداشته ، به ملازمت بياورد . » پس همان دو ايلچى را با دو نفر ديگر بازگردانيده نزد ييدىقوت فرستاد . و چون پيغام چنگيز خان به ييدىقوت رسيد ، از روى خوشحالى و انبساط خاطر به خزانهء خود درآمده از نقد و جنس آنچه لايق پادشاه دانست برداشته به خدمت چنگيز خان رفت و به انواع نوازش خسروانه در ميانهء اقران و امثال ممتاز گشت . و از جمله وقايع اين سال آنكه گرجيان جمعيّت كرده باز بر سر ولايت اخلاط « 6 » آمدند و مدينهء ارجيش را محاصره نموده جبرا و قهرا آن شهر را گرفتند و زن و فرزند مسلمانان را به اسيرى بردند . نجم الدّين ايّوب چون اكثر اهالى اخلاط را به قتل رسانيده بود از خوف ايشان از شهر اخلاط بيرون نمىآمد ؛ چه ، مىترسيد كه مبادا او را به شهر نگذارند . بنابراين ، گرجيان به صحّت و سلامت و غنيمت بسيار گرفته ، سالم و غانم به جانب بلاد خود مراجعت كردند .
--> ( 1 ) . متن : بوركان . تصحيح براساس متن جامع التواريخ . ( 2 ) . متن : بوكان . ( 3 ) . متن : حم موران . ( 4 ) . متن : فولاد بيكن . ( 5 ) . متن : امال فياسونكحى . ( 6 ) . رجوع شود به پاورقى 2 ، صفحهء 3193 كتاب .